میخوام با تمام غمی که تو وجودمه، با تمام حال بد، خودمو تو آغوش بگیرم و بخوابم. و سعی کنم از فردا روزای خوب رو برای خودم بسازم. با حال بد با گریه با غصه با تنهایی محض.
در بیست و اندی سالگی. رسیدم به نقطه ای که میخوام برم تو غار تنهاییم و گم بشم تا بتونم خودمو پیدا کنم.
قسمت بدش اینجاست که با حضور یه آدم وسط زندگیم بیش از همیشه تنها بودم.
سرنوشت منم تنهاییه...
♥ یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۱ ساعت 0:7 بـ ه قـلمـ غریبه ای آشنا ♥
بدون عنوان...ما را در سایت بدون عنوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67