باید رو پروپوزال خودم و پرهام کار کنم، مثلا قراره برم کردستان، فکر کنم کل سفر باید بمونم هتل و رو موضوع هامون کار کنم.
دیشب با پرهام رفتیم پیاده روی. خیلی خوب بود. حالم خیلی خوب شد دیدمش. از صبح همش بهونه بهونه ام میومد... .
مود: آهنگ با مدعی مگویید- فرامرز اصلانی(روحش غرق در آرامش)
صدای فرامرز اصلانی رو خیلی دوست دارم. انگارخدا تو سیما و صدای این آدم آرامش گذاشته بود. واقعا زود این صدا خاموش شد... .
هفته پیش با شاگردم(محمد) بیرون قرار گذاشتم برای جلسات کلاس زبان. وقتی فهمید من و پرهام ازدواج کردیم کلی ذوق کرد و تبریک گفت. میگفت: سوفی فکرشو میکردی یه روز یه مرد قویِ چهارشونۀ قد بلند بیاد تو زندگیت و از بین تمام آدمایی که میشناختی بخوای با اون زندگی کنی؟ این معجزۀ عشق هست.
بدون عنوان...ما را در سایت بدون عنوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30